فکر کردهاید چرا یک جفت کتونی که شاید ظاهری کاملاً معمولی دارد، تنها چند دقیقه پس از عرضه رسمی با قیمتی ۵ تا ۱۰ برابر در بازار سیاه به فروش میرسد؟
فکر کردهاید چرا یک جفت کتونی که شاید ظاهری کاملاً معمولی دارد، تنها چند دقیقه پس از عرضه رسمی با قیمتی ۵ تا ۱۰ برابر در بازار سیاه به فروش میرسد؟ یا چرا مدلهایی که سالها در انبارها خاک میخوردند، ناگهان به نایابترین کالای بازار تبدیل میشوند؟ پاسخ این سوالات دیگر لزوماً در زمینهای بسکتبال یا کیفیت مواد اولیه نهفته نیست؛ بلکه در دستان کسانی است که صفحاتی پر از دنبالکننده در اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب دارند.
در دنیای مد امروز، قواعد بازی تغییر کرده است. دیگر تنها ورزشکاران حرفهای نیستند که مشخص میکنند چه چیزی بپوشیم؛ بلکه هنرمندان، بلاگرها و تولیدکنندگان محتوا هستند که نبض بازار را در دست گرفتهاند.
«کانال تلگرام اخبار جدید را حتما دنبال کنید»
در گذشته، معادله ساده بود: مایکل جردن با یک جفت نایکی ایر جردن پرواز میکرد و فردا میلیونها نفر برای خرید آن صف میکشیدند. اما امروز، این معادله پیچیدهتر و گستردهتر شده است.
برای دههها، بازاریابی کتونی منحصراً در اختیار ورزشکاران بود. نامهایی مانند مایکل جردن، کوبی برایانت و استن اسمیت در خرید کفش بسکتبال نه تنها نماد عملکرد ورزشی بودند، بلکه استانداردهای زیباییشناسی کفشها را نیز تعیین میکردند. برندها کفشها را برای “عملکرد” میساختند و فروش بر اساس توانایی فنی محصول انجام میشد. میراث این دوران هنوز باقی است، اما دیگر تنها عامل محرک نیست. ورزشکاران هنوز هم مهم هستند، اما آنها اکنون باید با رقبایی از دنیای موسیقی و سرگرمی رقابت کنند که زمین بازی متفاوتی دارند.
با گسترش اینستاگرام و تیکتاک، چهرههای جدیدی ظهور کردند. افرادی مانند تراویس اسکات (Travis Scott) یا کانیه وست (Kanye West) ثابت کردند که یک خواننده رپ یا یک طراح مد میتواند تأثیری بسیار عمیقتر از یک ورزشکار بر فروش کتونی داشته باشد. این اینفلوئنسرها کتونی را از یک “ابزار ورزشی” به یک “بیانیه فرهنگی” تبدیل کردند. وقتی یک اینفلوئنسر مشهور عکسی با یک کتونی خاص منتشر میکند، او فقط یک کفش را تبلیغ نمیکند، بلکه یک سبک زندگی خاص را به نمایش میگذارد که مخاطبانش آرزوی داشتن آن را دارند.
درک تأثیر اینفلوئنسرها بر ترندهای کتونی بدون شناخت مکانیزم “هایپ” یا همان هیجان کاذب بازار ممکن نیست. اینفلوئنسرها از روانشناسی مخاطب برای ایجاد تقاضای انفجاری استفاده میکنند.
ویدیوهای آنباکسینگ یکی از قویترین ابزارهای اینفلوئنسرها هستند. آنها با نمایش جزئیات بستهبندی، کیفیت ساخت و حس اولیه پوشیدن کفش، تجربهای مجازی را برای مخاطب خلق میکنند. این محتواها با داستانسرایی همراه میشوند؛ مثلاً توضیح میدهند که چرا این رنگ خاص یادآور یک آلبوم موسیقی یا یک واقعه تاریخی است. این روایتها به یک تکه پلاستیک و چرم، “روح” میبخشند و ارزش احساسی آن را بالا میبرند.
اینفلوئنسرها و برندها با همکاری هم، حس کمیابی را القا میکنند. وقتی یک اینفلوئنسر اعلام میکند که “این مدل بسیار محدود است”، پدیده روانشناختی FOMO (Fear Of Missing Out) یا ترس از دست دادن در مخاطب فعال میشود. اینفلوئنسرها با نشان دادن اینکه دسترسی به این مدلها چقدر سخت است، آنها را به نمادی از منزلت اجتماعی تبدیل میکنند. اینجاست که کتونی دیگر فقط برای راه رفتن نیست، بلکه برای “دیده شدن” است.
مراحل چرخه هایپ (Hype Cycle):
برای درک بهتر موضوع، باید به نمونههای واقعی نگاه کنیم که چگونه بازار را تکان دادند و قوانین بازی را بازنویسی کردند.
شاید هیچ مثالی بهتر از همکاری تراویس اسکات با نایکی نباشد. تغییر جهت لوگوی نایکی (Swoosh) روی مدل جردن ۱، یک ریسک طراحی بود که به لطف نفوذ تراویس اسکات به یکی از محبوبترین و گرانترین مدلهای تاریخ تبدیل شد. تأثیر او به حدی است که حتی مدلهای کمتر محبوب نایکی (مانند مدلهای قدیمی تنیس) محض پوشیده شدن توسط او، ناگهان ترند میشوند و قیمتشان چند برابر میشود.
کانیه وست (Ye) با برند Yeezy نشان داد که یک اینفلوئنسر میتواند فراتر از یک همکار باشد و خود صاحب برند شود. او با طراحیهای ساختارشکنانه و عجیب، ابتدا مورد تمسخر قرار گرفت، اما با پافشاری و استفاده از قدرت رسانهای خود، سلیقه عمومی را تغییر داد. او ثابت کرد که “تأثیر اینفلوئنسرها بر ترندهای کتونی” میتواند حتی استانداردهای زیباییشناسی جامعه را عوض کند.
بیشتر بخوانید: همکاری آدیداس با کانیه وست: نگاهی به شروع و پایان یک رویای مشترک
جدول مقایسه اینفلوئنسرهای مگا (Mega) در برابر میکرو (Micro):
| ویژگی | اینفلوئنسرهای مگا (مثل تراویس اسکات) | اینفلوئنسرهای میکرو (تیکتاکرهای تخصصی کتونی) |
| تعداد فالوور | میلیونی | ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار |
| نوع تأثیر | ایجاد موج جهانی و هایپ انفجاری | ایجاد اعتماد عمیق و تخصصی |
| هزینه همکاری | بسیار بالا | مقرونبهصرفه |
| نرخ تعامل | نسبتاً پایین (درصدی) | بسیار بالا و هدفمند |
| تأثیر بر قیمت | افزایش قیمت نجومی در بازار سیاه | افزایش فروش مداوم و پایدار |
اینفلوئنسرها نه تنها بر سلیقه ما، بلکه بر جیب ما و اقتصاد بازار کتونی نیز تأثیر مستقیم گذاشتهاند. پلتفرمهایی مانند StockX و GOAT بر پایه همین نوسانات قیمتی بنا شدهاند.
امروزه بسیاری از افراد کتونی را نه برای پوشیدن، بلکه برای سرمایهگذاری میخرند. وقتی یک اینفلوئنسر روی یک مدل دست میگذارد، ارزش آن در بازار ثانویه (Resell Market) فوراً بالا میرود. این پدیده باعث شده است که کتونیها مانند سهام یا طلا عمل کنند. نمودارهای قیمتی در سایتهای فروش مجدد، دقیقاً همزمان با پستهای اینستاگرامی اینفلوئنسرها بالا و پایین میشوند.
برندهای بزرگی مثل آدیداس، نایکی و نیوبالنس متوجه شدهاند که بودجه بازاریابی سنتی دیگر کارساز نیست. آنها اکنون بخش بزرگی از بودجه خود را صرف “Seeding” یا ارسال رایگان محصولات برای اینفلوئنسرها میکنند. حتی برندهایی که قبلاً “کتونیهای پدربزرگها” محسوب میشدند (مثل نیوبالنس)، با همکاری با طراحان و اینفلوئنسرهای جوان (مانند Teddy Santis)، توانستهاند خود را به برندهای لوکس و پرطرفدار تبدیل کنند.
در این بازار پر سروصدا، چگونه میتوانیم انتخابهای درستی داشته باشیم و صرفاً قربانی تبلیغات نشویم؟ در اینجا چند نکته برای خرید هوشمندانه آورده شده است.
مهمترین قدم این است که بدانید چه چیزی واقعاً با استایل شما همخوانی دارد. قبل از خرید، از خود بپرسید: “اگر هیچکس در اینستاگرام این کفش را نپوشیده بود، آیا باز هم آن را میخریدم؟” اگر پاسخ منفی است، شما تحت تأثیر هایپ قرار گرفتهاید. اینفلوئنسرها کارشان فروش است، اما کار شما ساختن استایل شخصی خودتان است.
همه اینفلوئنسرها یکسان نیستند. برخی صرفاً برای پول تبلیغ میکنند و برخی دیگر دانش واقعی درباره تاریخچه، کیفیت و طراحی کتونی دارند. سعی کنید افرادی را دنبال کنید که نقد و بررسیهای صادقانه (Review) انجام میدهند، نقاط ضعف کفش را میگویند و صرفاً به دنبال هیجانزده کردن شما نیستند.
تأثیر اینفلوئنسرها بر ترندهای کتونی پدیدهای است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، دنیای مد را دگرگون کرده است. آنها پادشاهان جدیدی هستند که با یک عکس یا ویدیو، سرنوشت یک برند را تغییر میدهند. این تحول، کتونی را از یک وسیله کاربردی به یک اثر هنری و کالای سرمایهای تبدیل کرده است. با آگاهی از مکانیزمهای بازاریابی و پیروی از سلیقه شخصی، میتوانید از این دنیای جذاب لذت ببرید بدون اینکه قربانی هزینههای گزاف هایپ شوید.