برای اینکه بفهمیم درآمد یک مسئول در یک کشور زیاد است یا کم، نباید آن را فقط به دلار یا تومان تبدیل کنیم. یک معیار بهتر، مقایسه آن با کیک اقتصاد همان کشور است؛ یعنی تولید ناخالص داخلی سرانه (GDP per capita). این عدد به ما میگوید به طور میانگین برای هر ایرانی در سال چقدر ثروت تولید میشود.


پزشکیان از حقوق هزار دلاری خود گله کرد. اما آیا این رقم در مقایسه با اقتصاد ایران و رهبران جهان واقعا کم است؟ پاسخ اعداد شما را شگفتزده خواهد کرد.
«کانال تلگرام اخبار جدید را حتما دنبال کنید»
به گزارش زومان، وقتی مسعود پزشکیان گفت حقوقش به عنوان رئیس جمهور به هزار دلار رسیده، بسیاری سر تکان دادند. این جمله، قصهی آشنای کوچک شدن پول ملی و درآمدهای ما بود. اما آیا این هزار دلار برای یک مقام مسئول، واقعا کم است؟ بیایید داستان را با زبان اعداد روایت کنیم.
برای اینکه بفهمیم درآمد یک مسئول در یک کشور زیاد است یا کم، نباید آن را فقط به دلار یا تومان تبدیل کنیم. یک معیار بهتر، مقایسه آن با کیک اقتصاد همان کشور است؛ یعنی تولید ناخالص داخلی سرانه (GDP per capita). این عدد به ما میگوید به طور میانگین برای هر ایرانی در سال چقدر ثروت تولید میشود.
تا اینجای سال، تولید ناخالص داخلی تابستان را از مرکز آمار داریم. چطور تا آخر سال را حدس بزنیم؟ بررسیهای آماری نشان میدهد عموما به طور متوسط (تقریبا در سه سال گذشته) در شش ماهه دوم تولید ناخالص داخلی اسمی تقریبا ۱.۱۲ برابر شش ماه اول بوده. پس با توجه به این که تولید ناخالص اسمی که شش ماه اول سال برابر با ۱۶ هزار و ۳۰۶ همت بوده، میشود گفت شش ماه دوم احتمالا ۱۸ هزار و ۲۶۳ همت می شود. در نهایت کل سال می شود ۳۴ هزار و ۵۷۰ همت.
محاسبات نشان میدهد که این عدد برای سال ۱۴۰۴ حدود ماهی ۳۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای هر نفر است. حالا برگردیم به حقوق آقای پزشکیان! اگر هزار دلار را به تومان تبدیل کنیم، میشود گفت با دلار ۱۶۰ هزار تومنی حقوقش میشود ماهی ۱۶۰ میلیون تومان. یعنی درآمد رئیس دولت، ۴.۷۷ برابر میانگین ثروت تولید شده برای یک ایرانی است.

شاید فکر کنید این نسبت چندان بالا نیست، اما آمارها داستان دیگری میگویند. بررسیهای وبسایت PoliticalSalaries.com که درآمد رهبران کشورهای مختلف را بررسی میکند، نشان میدهد که ایران با همین نسبت، در میان ۹۸ کشور جهان در جایگاه ۲۸ام قرار میگیرد.
این یعنی نسبت درآمد رئیس جمهور ما به تولید سرانه کشور، از بیش از ۷۰ درصد کشورهای دنیا، از جمله کشورهایی مانند آمریکا و کانادا، بالاتر است. پس قصه این است که اگر ارزش پول ملی کم شده، این کاهش برای همه بوده و جایگاه درآمدی مسئولان در قیاس با کل اقتصاد، همچنان بالاست.
حالا بیایید این هزار دلار را با آن سوی دیگر اقتصاد، یعنی حداقل دستمزد، مقایسه کنیم. اگر حقوق هزار دلاری یک مسئول را مبنا بگیریم، حقوق پایه برابر با ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان است(البته بدون در نظر گرفته عائله مندی و حق مسکن و..). پس حداقل حقوق در ایران با همان نرخ تبدیل، چیزی حدود ۶۵ دلار میشود. این مقایسه، بیش از هر چیز، شکاف عمیق درآمدی را به تصویر میکشد. شاید داستان اصلی، نه هزار دلاری شدن حقوق یک مسئول، بلکه ۶۵ دلاری ماندن حقوق یک کارگر باشد.