به گزارش اخبار جدید به نقل از خبرآنلاین،اگر این روزها سری به سبزه‌میدان یا خیابان فردوسی بزنید، صحنه‌هایی را می‌بینید که برای هر فعال اقتصادی آشناست. تابلوی صرافی‌ها و مغازه‌های طلافروشی مدام اعداد تازه‌ای را ثبت می‌کنند و رفت‌وآمدها نشان از یک هراس پنهان دارد؛ هراس از این‌که ریال ته جیب یا حساب بانکی، فردا قدرت خرید امروزش را نداشته باشد.

تسنیم در خبری نوشت:دلار در کانال‌های بالادستی مانور می‌دهد، سکه طلا بی‌پروا پیش می‌رود و طلا هم در ارتفاعات جدیدی ایستاده است. در این میان، سیاست‌گذار پولی هم دست‌به‌کار شده و با رونمایی از ابزارهای تازه‌ای مثل اوراق سلف موازی سکه با حداقل سود تضمین‌شده، تلاش می‌کند تا جلو این رکوردهای پیاپی را بگیرد.

اما برای درک دقیق آنچه در کف بازار می‌گذرد، باید کمی عقب‌تر بایستیم و تصویر بزرگ‌تر را تماشا کنیم. مسئله امروز بازار ما، کمبود عددی اسکناس یا ناپدید شدن مفاهیم اقتصادی نیست؛ مسئله، تغییر رفتار آدم‌هایی است که می‌خواهند از دارایی‌هایشان محافظت کنند. وقتی بانک مرکزی ظرفیت عرضه ۵۰۰ میلیون دلار ارز را ایجاد می‌کند اما در سه روز اول تنها ۲۰ میلیون دلار آن مشتری پیدا می‌کند، پیام روشنی به بازار مخابره می‌شود.

این آمار اصلاً به معنای نبود تقاضا در اقتصاد ایران نیست، بلکه نشان می‌دهد جنس تقاضایی که این روزها قیمت‌ها را بالا می‌کشد، از جنس ارز مسافرتی یا فاکتور بیمارستانی نیست. تقاضای اصلی، «تقاضای حفظ ارزش دارایی» است؛ نقدینگی خرد و کلانی که از پیچ‌ومهره‌های اداری و ثبت‌نام‌های رسمی گریزان است و می‌خواهد در سریع‌ترین زمان ممکن، پشتوانه امنی برای خود پیدا کند.

در چنین فضایی، اصرار بر ارزپاشی رسمی یا عرضه‌هایی که شرط و شروط فراوان دارند، مثل آب در هاون کوبیدن است. نقدینگی وقتی احساس خطر کند، راه خودش را پیدا می‌کند؛ اگر به دلار رسمی دسترسی نداشته باشد، سر از بازار آزاد درمی‌آورد و اگر آنجا هم با موانعی روبه‌رو شود، سرازیر بازار سکه، طلا، مسکن یا خودرو می‌شود. همین دست به دست شدن پول است که بازار را نوسانی و متلاطم نگه می‌دارد.

با این حال، راه خروج از این وضعیت نه پیچیده است و نه غیرممکن. اگر قرار است بازارساز لنگر انتظارات را در جای درستی فروکند و آرامش را به خیابان فردوسی و سبزه‌میدان برگرداند، باید راهکارهایی عملی و متناسب با واقعیت‌های سلوک سرمایه‌گذاران پیش بگیرد.

بیشتر بخوانید  قیمت دلار و قیمت یورو امروز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ + جدول

اولین گام، طراحی ابزارهای مالی جذاب و بی‌دردسر است. همین اوراق سلف سکه که بانک مرکزی مطرح کرده، در صورتی می‌تواند جایگزین خرید فیزیکی سکه شود که بازی برای خریدار ساده و پربازده باشد. سرمایه‌گذار باید مطمئن باشد که اگر پولش را به جای سکه فیزیکی به اوراق تبدیل کرد، نقدشوندگی آن لحظه‌ای است، کارمزد پیچیده‌ای ندارد و سود آن می‌تواند عقب‌ماندگی از تورم را جبران کند. وقتی نگهداری اوراق کاغذی یا دیجیتالی، سود واقعی و امنیت بیشتری نسبت به نگهداری سکه در خانه داشته باشد، خودبه‌خود تقاضای فیزیکی در بازار کم می‌شود و حباب قیمت‌ها می‌ترکد.

گام دوم که ریشه در اقتصاد واقعی دارد، تقویت سمت عرضه ارز از مسیر هدایت اعتبار است. افت واردات در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که صنایع ما برای تأمین مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای با تنگنای ارزی مواجه هستند. اگر منابع بانکی به جای پخش شدن در فعالیت‌های غیرمولد و کوتاه‌مدت، به سمت پروژه‌های بزرگ پتروپالایشگاهی، صنایع معدنی و زنجیره‌های صادراتی هدایت شوند، ظرف یک تا دو سال آینده چشمه‌های جدیدی از ورود ارز به کشور باز می‌شود. زمانی که ارز حاصل از صادرات این صنایع وارد چرخه رسمی شود، دست بانک مرکزی برای مدیریت بازار پر خواهد بود و دیگر نیازی به مدیریت انقباضی و سهمیه‌بندی منابع نیست.

گام سوم و پایانی، بازسازی اعتماد و واقعی‌سازی سودهای بانکی است. مردم وقتی ببینند نرخ سود سپرده یا اوراق مشارکتی که دریافت می‌کنند با واقعیت‌های تورمی فاصله فاحش دارد، طبیعی است که سپرده‌هایشان را نقد کرده و روانه بازار دارایی‌ها کنند. ایجاد سپرده‌های متصل به شاخص‌های تورمی یا ابزارهای مبتنی بر دارایی‌های واقعی می‌تواند بخش عظیمی از نقدینگی سرگردان خانوارها را در داخل شبکه بانکی قفل کند و جان تازه‌ای به تأمین مالی تولید بدهد.

در نهایت، بازار طلا و ارز بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیر بودن نیازمند است. اگر بازارساز به جای اقدامات مقطعی، بر جذب تقاضای دارایی از طریق ابزارهای جذاب و پشتیبانی از بخش مولد اقتصاد تمرکز کند، هیجان موجود در معاملات جای خود را به محاسبات عقلانی خواهد داد و بازار به رفتاری باثبات و منطقی بازخواهد گشت.

۲۱۷

کد مطلب 2270351