به گزارش اخبار جدید به نقل از تجارت نیوز، مرتضی پایه‌شناس، مستندساز در یادداشتی خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس جمهور نوشت: سینمای مستند از مهم‌ترین راه‌های شناخت جامعه از خود و ابزاری برای توسعه کشور است؛ رسانه‌ای که می‌تواند واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی را آشکار کند، گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف جامعه را شکل دهد و در آموزش و توسعه فرهنگی جامعه نقشی مؤثر داشته باشد.

در ادامه این یادداشت آمده است:

سینمای مستند را نمی‌توان صرفاً ابزاری برای ثبت و حفظ تاریخ دانست. مستند، یکی از مهم‌ترین راه‌های شناخت جامعه از خود و ابزاری برای توسعه کشور است؛ رسانه‌ای که می‌تواند واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی را آشکار کند، گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف جامعه را شکل دهد، تجربه‌های زیسته را به دانش عمومی تبدیل کند و در آموزش و توسعه فرهنگی جامعه نقشی مؤثر داشته باشد.

جامعه‌ای که خود را درست نمی‌بیند و درباره مسائل، تجربه‌ها و تغییرات خود گفت‌وگو نمی‌کند، امکان شناخت دقیق مسیر پیش روی خود را نیز از دست می‌دهد. سینمای مستند می‌تواند این امکان را فراهم کند؛ می‌تواند مدرسه‌ای عمومی برای دیدن، پرسیدن، شنیدن و فهمیدن باشد. از زندگی روزمره مردم و مسائل اجتماعی گرفته تا تاریخ، محیط زیست، علم، صنعت، فرهنگ و تجربه‌های انسانی، مستند می‌تواند بخشی از فرآیند آموزش غیررسمی و توسعه فرهنگی جامعه باشد.

از این منظر، سینمای مستند نه یک حوزه فرعی در ساختار فرهنگ کشور بلکه بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی جامعه است. سرمایه‌گذاری بر آن، صرفاً سرمایه‌گذاری برای تولید چند فیلم نیست؛ سرمایه‌گذاری بر توانایی یک جامعه برای شناخت خود، گفت‌وگو درباره مسائلش و انتقال تجربه میان نسل‌هاست.
در چنین نگاهی، نهادهای متولی سینمای مستند نیز صرفاً وظیفه پرداخت بودجه و حمایت از تولید چند اثر را ندارند. مأموریت آنها باید ایجاد یک زیست‌بوم پایدار برای تولید، آموزش، پژوهش، عرضه، مخاطب‌سازی و توسعه سینمای مستند باشد. این نهادها باید بتوانند میان سیاست‌گذاری فرهنگی، حمایت از تولیدکنندگان، کشف و پرورش استعدادهای تازه، توسعه مخاطب، ایجاد بازار و تقویت جایگاه سینمای مستند در جامعه پیوند ایجاد کند.

با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مسئله امروز سینمای مستند ایران را نمی‌توان صرفاً به میزان بودجه یا عملکرد یک مدیر تقلیل داد. مسئله اصلی، نظام حکمرانی سینمای مستند است؛ نظامی که در آن نسبت دولت با جامعه حرفه‌ای، شیوه تخصیص منابع، نقش نهادهای عمومی، تولید مستقل، آموزش، عرضه، مخاطب و بخش خصوصی نیازمند بازنگری جدی است.

نهاد متولی سینمای مستند نباید خود را صرفاً در جایگاه تولیدکننده یا توزیع‌کننده بودجه تعریف کند. مأموریت اصلی چنین نهادی باید ایجاد شرایطی باشد که در آن فیلمساز بتواند تولید کند، مخاطب بتواند اثر را ببیند، دانشگاه و نهادهای آموزشی بتوانند از ظرفیت مستند استفاده کنند و آثار تولیدشده بتوانند وارد چرخه واقعی فرهنگی و اقتصادی شوند.

اگر بخش عمده توان یک نهاد صرف تولید مستقیم شود، بخش‌های مهم‌تری مانند توسعه مخاطب، آموزش، پژوهش، بازار، توزیع و ایجاد زیرساخت‌های پایدار به حاشیه رانده می‌شوند. مسئله، نفی تولید توسط نهادهای عمومی نیست؛ مسئله، بازتعریف نسبت میان تولید مستقیم دولتی و حمایت از زیست‌بوم مستقل و متنوع سینمای مستند است.

یکی از خلأهای جدی در سیاست‌گذاری فرهنگی، عدم توجه به سینمای مستند به‌ عنوان ابزاری برای توسعه فرهنگی است. مستند می‌تواند به زبان ساده، موضوعات پیچیده علمی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی و فرهنگی را برای عموم مردم قابل فهم کند. می‌تواند تجربه‌های موفق و ناموفق جامعه را ثبت و به نسل‌های بعد منتقل کند. می‌تواند به جای سخن گفتن صرفاً «درباره مردم»، امکان شنیده شدن صدای خود مردم را فراهم کند.

یکی از مشکلات قدیمی سینمای مستند ایران، فاصله میان تولید و مخاطب است. سالانه آثار ارزشمندی تولید می‌شوند اما بخش قابل توجهی از آنها امکان دسترسی مناسب به مخاطب خود را پیدا نمی‌کنند. برای این منظور، به برنامه‌ای ملی و مستمر برای نمایش و آموزش مستند نیاز داریم؛ برنامه‌ای که مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه ملی، پلتفرم‌های نمایش آنلاین، سینماها، مراکز فرهنگی و شبکه‌های اجتماعی را درگیر کند. اگر مستند قرار است در توسعه فرهنگی و آموزش جامعه نقش داشته باشد، نباید پس از تولید در قفسه آرشیوها متوقف شود.

جامعه حرفه‌ای سینمای مستند نیازمند سازوکاری شفاف برای دریافت حمایت است. معیارهای انتخاب پروژه، فرآیند داوری، میزان حمایت، ترکیب شوراهای تصمیم‌گیر و نتایج حمایت‌ها باید تا حد امکان روشن و قابل ارزیابی باشد. اعتماد زمانی ایجاد می‌شود که فیلمساز بداند بر اساس چه معیارهایی ارزیابی می‌شود و بتواند نسبت میان کیفیت پروژه و تصمیم نهاد حمایتی را درک کند. سینمای مستند برای رشد، به اعتماد حرفه‌ای نیاز دارد؛ اعتمادی که بدون شفافیت و پاسخگویی شکل نمی‌گیرد.

وابستگی بلندمدت سینمای مستند به بودجه عمومی، نه پایدار است و نه می‌تواند پاسخگوی ظرفیت‌های این حوزه باشد. دولت باید به جای آنکه تنها منبع اصلی تأمین مالی باشد، زمینه حضور سرمایه‌های جدید را فراهم کند. صنایع، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها، مؤسسات پژوهشی، پلتفرم‌ها و نهادهای فرهنگی می‌توانند هر یک بخشی از تقاضای واقعی برای تولید مستند را ایجاد کنند.

مستندهای صنعتی، علمی، آموزشی، محیط‌زیستی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، فقط محصولات فرهنگی نیستند؛ بسیاری از آنها می‌توانند بخشی از نیازهای واقعی سازمان‌ها و جامعه را پاسخ دهند. نظام حکمرانی جدید باید این ظرفیت اقتصادی را به رسمیت بشناسد و برای آن سازوکار ایجاد کند.

جناب آقای رئیس‌جمهور،

این نامه را برای درخواست جابه‌جایی یک مدیر با مدیر دیگر نمی‌نویسم. حتی اگر مدیری تغییر کند اما همان ساختار تصمیم‌گیری، همان شیوه تخصیص منابع، همان رابطه میان نهادهای عمومی و جامعه حرفه‌ای و همان فقدان ارزیابی عملکرد ادامه پیدا کند، مسئله اصلی همچنان باقی خواهد ماند. آنچه امروز مورد مطالبه ماست، تغییر نظام حکمرانی سینمای مستند ایران است.

نظامی که در آن: سیاست‌گذاری فرهنگی از تصدی‌گری و تولید اجرایی تا حد امکان تفکیک شود؛ حمایت از تولید بر مبنای معیارهای روشن، حرفه‌ای و قابل ارزیابی انجام گیرد؛ جامعه حرفه‌ای در فرآیند سیاست‌گذاری نقش واقعی داشته باشد؛ عملکرد نهادهای متولی به‌صورت دوره‌ای و مستقل ارزیابی شود؛ توسعه مخاطب و آموزش مستندبینی به اندازه تولید فیلم اهمیت پیدا کند؛ ظرفیت سینمای مستند در توسعه فرهنگی و آموزش عمومی کشور به رسمیت شناخته شود؛ بخش خصوصی و منابع غیردولتی امکان حضور واقعی در اقتصاد مستند پیدا کنند و استقلال حرفه‌ای فیلمسازان در کنار مسئولیت اجتماعی و فرهنگی آنان مورد توجه قرار گیرد.

جناب آقای رئیس‌جمهور،

از جنابعالی درخواست داریم موضوع بازنگری در نظام حکمرانی سینمای مستند کشور را به‌ عنوان بخشی از سیاست فرهنگی دولت مورد توجه قرار دهید و زمینه‌ای فراهم شود تا با مشارکت نمایندگان واقعی جامعه مستندسازان، صاحب‌نظران فرهنگی و آموزشی و سایر ذی‌نفعان، چارچوبی تازه برای سیاست‌گذاری و مدیریت این حوزه تدوین شود.

سینمای مستند ایران ظرفیت آن را دارد که هم‌زمان آینه جامعه، ابزار شناخت، رسانه آموزش و یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه فرهنگی کشور باشد. اما رسیدن به این جایگاه، با ادامه شیوه‌های موجود و مدیریت روزمره ممکن نیست. کشوری که می‌خواهد آینده خود را بسازد، باید بتواند امروز خود را ببیند، درباره آن گفت‌وگو کند و تجربه‌هایش را به نسل بعد منتقل سازد.

سینمای مستند می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای این فرآیند باشد؛ مشروط بر آنکه نظام حکمرانی آن نیز متناسب با این مأموریت بازطراحی شود.

منبع: ایرنا

خبرخوان اوندور